بچم با بچه های دیگه بازی نمیکنه
چرا بچم با بچه های دیگه بازی نمیکنه دغدغهٔ مهمیه؟
راستش وقتی دیدم بچم با بچههای دیگه بازی نمیکنه، دلم هزار تیکه شد. توی مهمونیها یا پارک، وقتی بقیه بچهها با ذوق میدویدن و بازی میکردن، پسر من یه گوشه میایستاد و فقط نگاه میکرد. اولش فکر کردم شاید خجالتیه یا تازه با محیط آشنا نشده، ولی این داستان ادامهدار شد و نگرانم کرد.
اولین کاری که برای حل مشکل بچم با بچه های دیگه بازی نمیکنه انجام دادم
اول از همه نشستم با خودم فکر کردم، اصلاً چرا بچم نمیخواد با کسی بازی کنه؟ چند تا دلیل ممکن توی ذهنم اومد:
- شاید شخصیت درونگرایی داره و جمعهای شلوغ اذیتش میکنه
- ممکنه تجربه بدی با یه بچه داشته و حالا دلچرکین شده
- احتمال داره بلد نباشه چجوری وارد بازی بشه
- یا شاید من خودم ناخواسته باعث شدم اجتماعی نشه
چطور بهش کمک کردم که آرومآروم با بچهها بازی کنه
مهمترین کاری که کردم این بود که از فشار آوردن مستقیم بهش خودداری کردم. فقط نقش یه همراه آروم رو بازی کردم. مثلاً وقتی میرفتیم پارک، یه توپ میبردم و میگفتم: «بیا با هم بازی کنیم». بچههای دیگه که میدیدن ما داریم بازی میکنیم، خودشون میاومدن. یواشیواش پسرم یاد گرفت چطور باهاشون تعامل کنه.

تمرینهایی که تو خونه انجام دادم تا اجتماعیتر بشه
ما خونه رو یه جورایی تبدیل کردیم به زمین تمرین ارتباطی! باهاش نمایش بازی میکردم. مثلاً نقش یه بچهٔ جدید رو بازی میکردم و میگفتم: «سلام! میخوای با من بازی کنی؟» بعد بهش یاد میدادم که چه جملاتی میتونه استفاده کنه:
- میخوای با هم توپ بازی کنیم؟
- اسم تو چیه؟
- منم میتونم تو بازیتون باشم؟
با تکرار این بازیها، کمکم اعتمادبهنفسش بالا رفت و دیگه اون بچهی خجالتی قبل نبود.
نقش من به عنوان پدر یا مادر چقدر مهمه؟
خیلی زیاد! چون بچههامون بیشتر از اون چیزی که فکر کنیم از رفتار ما یاد میگیرن. من خودم سعی کردم جلوی اون، تو ارتباط با دوستام یا فامیل، مهربون، صبور و اجتماعی باشم. وقتی ببینه من راحت با آدما ارتباط میگیرم، اونم یاد میگیره.
یک مثال واقعی از تجربهٔ خودم
یه بار رفتیم تولد دختر خواهرم. همه بچهها مشغول بازی بودن و پسرم طبق معمول یه گوشه نشسته بود. این بار بهش گفتم: «من میرم یه بازی کوچیک راه بندازم، دوست داری بیای کمکم؟» قبول کرد. رفتیم وسط اتاق و با یه توپ کوچیک شروع کردیم. یکی از بچهها بهش گفت: «میتونم بیام بازی؟» اون لحظه برق خوشحالی توی چشمهای بچم رو هیچوقت یادم نمیره…
چطور وقتی بچم با بچه های دیگه بازی نمیکنه، احساس گناه نکنیم؟
یه چیزی که من خیلی باهاش درگیر بودم، احساس گناه بود. دائم تو ذهنم میگفتم: «نکنه من اشتباه کردم؟ نکنه کم کاری من باعث شده بچم نتونه با بچهها ارتباط بگیره؟» ولی یه جایی به خودم گفتم: بچهها مثل هم نیستن. بعضیا زود با جمع جور میشن، بعضیا نیاز به زمان دارن. به جای مقایسه، باید ببینم بچم به چی نیاز داره و چطور میتونم کنارش باشم.
رفتارهایی که باید پرهیز کنیم وقتی بچم با بچه های دیگه بازی نمیکنه
از تجربههای خودم فهمیدم چند تا کار هست که نباید بکنیم، چون نهتنها کمکی نمیکنه، بلکه اوضاع رو بدتر هم میکنه:
- سرزنش کردن: اگه هی بگیم «چرا مثل بقیه بچهها نیستی؟»، فقط عزتنفس بچه رو میگیریم.
- هل دادن به سمت جمع: اینکه بزور بگیم «برو بازی کن» نتیجه نمیده. باید بذاریم خودش انتخاب کنه، حتی اگه اولش فقط تماشا کنه.
- مقایسه با خواهر یا برادر یا بچههای فامیل: این مقایسهها روحیهشو داغون میکنه.
چه زمانی باید نگران باشیم؟
خب، بعضی وقتا موضوع جدیتر از خجالتی بودن سادهست. من خودم با یه روانشناس کودک مشورت کردم وقتی دیدم حتی تو خونه با عروسکهاش هم بازی نمیکنه. نشونههایی که باید حواسمون بهش باشه:
- اگر بچه هیچ علاقهای به بازی با کسی نداره (حتی با والدین)
- اگر توی موقعیتهای اجتماعی دچار اضطراب شدید میشه
- اگه اصلاً بلد نیست تعامل کنه، حتی خیلی ساده (مثلاً «سلام» یا «میدی نوبت من؟»)
در این موارد، مشاوره گرفتن واقعاً میتونه مسیر رو تغییر بده. خودم از مشاورمون یاد گرفتم چطور تمرینهای رفتاری انجام بدم تا پسرم یواشیواش اجتماعیتر بشه.
چند بازی که کمک میکنه بچهها راحتتر ارتباط بگیرن
من یه سری بازی رو امتحان کردم که معجزه کرد. هم خونه انجام دادم، هم توی جمعهای کوچیک:
- بازی نقشآفرینی: مثلا یکی معلم باشه، یکی شاگرد. خیلی به یادگیری تعامل کمک میکنه.
- بازی نوبتی مثل منچ یا دبلنا: یاد میگیره که باید صبر کنه، حرف بزنه، باخت و برد رو بپذیره.
- بازی با حیوانات اسباببازی یا ماشین: تمرین خوبی برای حرف زدن و داستانسازی با دیگرانه.
جمعبندی من از ماجرای “بچم با بچه های دیگه بازی نمیکنه”
اگر بچهتون الان بازی نمیکنه، اصلاً ناامید نشین. این یه مسیرِ قدمبهقدمه. من از یه بچهی ساکت و گوشهگیر، حالا یه پسر دارم که تو پارک، اول از همه پیشنهاد بازی میده. فقط کافیه صبور باشیم، الگوی خوبی باشیم، و بهش فضا بدیم. اگه نیاز بود از یه مشاور هم کمک بگیرین. چون بچهها لیاقتشو دارن که بهترین نسخه خودشون باشن.
اگه شما هم تجربهای دارین که بچهتون نمیخواست با بقیه بازی کنه ولی تونستین کمکش کنین، حتما برام بنویسین. شاید قصهتون الهامبخش یکی دیگه باشه.
- با جوان بد دهن چگونه رفتار کنیم
- داستان کودکانه در مورد خودآگاهی
- دعای ۲۵ صحیفه سجادیه برای فرزند
- کلاس مهارت های زندگی برای کودکان
- مشکلات ارتباطی والدین با فرزندان
- آموزش مهارت همدلی به دانش آموزان
- کتاب های استاد شجاعی برای کودکان
- مهارت های زندگی برای کودکان جدید
- چگونه در فرزندم انگیزه ایجاد کنم
- تغییرات روحی در دوران بلوغ پسران